هیچ عقل سلیمی نمی تواند قبول کند که احمدی نژاد 24 میلیون رای بیاورد!؟

مساله همینجاست که مساله اجتماعی از آن دست مسائل انتزاعی و فلسفی نیست که توسط عقل و روش فلسفی تحلیل شود. رخدادهای اجتماعی همواره از منطق دو دو تا چهار تا پیروی نمی کنند. متغیرهای گوناگونی در یک پدیده اجتماعی دخالت می کند که برای تحلیل همه آنها باید مد نظر قرار گیرد. به طور مثال بارها توسط مخالفین احمدی نژاد شنیده شد که وی با مظلوم نمایی و تقابل با باند مافیا قصد کسب آرا را دارد. گفته می شد که سفرهای استانی برای احمدی نژاد جنبه تبلیغاتی دارد و قس علی هذا. خوب حالا خوب یا بد احمدی نژاد ثمره تبلیغاتش را درو کرد. چرا تا دیروز می گفتید که با این کارها دارد تبلیغ می کند و حال می گویید که تقلب شده است؟

برای مثال می گویند که کروبی دور قبل چهار و نیم میلیون رای داشت و این بار فقط سیصد هزار رای آورده است پس حتمآ تقلب شده. این عجیب ترین نوع استدلال است که تصور کنیم عده ای چشم و گوش خود را بسته اند و تحت هر شرایطی تنها به شیخ رای می دهند. رای دهندگان، کنشگرانی واجد عقل و احساس و انتخاب اند که مقولاتی چون مناظره های تلویزیونی، فیلم های تبلیغاتی و سفرهای استانی و ... می تواند رای آنها را جابجا کند به طور مثال خود من در دوره قبل به احمدی نژاد رای نداده بودم و در این دوره قصد داشتم به او رای بدهم که حضور میرحسین باعث شد بین میرحسین و احمدی نژاد دچار تردید شوم و سر انجام، میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدای اصلح انتخاب کردم چرا که او را فردی انقلابی می دانستم که هیچ نسبتی با دوم خردادی ها و اصلاح طلب ها ندارد و همچنین شعارهای او در باب اصلاح اصل 44 را اقدام مفیدی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی می دانستم. چرا که بسیاری از آقازادگی ها و رانت خواری ها را معلول عدم اجرای صحیح روند خصوصی سازی می دانم اما حمایت من از میرحسین تنها تا زمان پخش فیلم دوم تبلیغاتی او پا برجا بود که در آن به صراحت از مفاهیم اصلاح طلبانه ای چون تنش زدایی حرف زد و همچنین تصویر سید محمد خاتمی که همواره بنده را دچار کهیر می کند نیز مزید بر علت شد تا رای خود را به احمدی نژاد بدهم. این البته از هنر نفاق ورزی و استتار اصلاح طلب هاست که می توانند حتی شخصی مثل من را که دشمن اصلاح طلبان هستم فریب دهند و نظر مرا نیز به سوی کاندیدای خود جلب کنند و الا مطمئنم که وزن اصلاح طلبی بسیار کمتر از همین سیزده میلیون است و افراد زیادی بدون اینکه میرحسین را اصلاح طلب بدانند به او رای داده اند.

رای دادن مستلزم تفکر و انتخاب است و در مسیر انتخاب ممکن است بارها تصمیم انسان تغییر کند. حتی ممکن است عده ای بعد از انتخابات از رای خود پشیمان شوند و آرزو کنند که کاش به شخص دیگری رای داده بودند ولی به هر حال تعیین کننده سرنوشت انتخابات آن انتخابی است که رای دهندگان روز رای گیری داشته اند و نه قبل و بعد از انتخابات.

احمدی نژاد در دوره قبل نیز که کاندیداهای اصلاح طلبی چون معین، کروبی و مهرعلیزاده وجود داشتند پیروز انتخابات بود اینکه دوباره در حضور میرحسین و کروبی پیروز شده است چرا باید چیز عجیبی باشد؟ پیروزی در برابر شیخی که حتی معاون اولش به او رای نمی دهد و میرحسینی که سال ها از عرصه سیاست به دور بوده چندان عجیب به نظر نمی رسد.

فضای این انتخابات به شدت، دو قطبی شد و دوگانه (( احمدی نژاد / میرحسین)) ، دوگانه اصلی این انتخابات تلقی شد. در این فضای به شدت دوقطبی هواداران هریک از کاندیداها طرف مقابل را موجودی شیطانی و خبیث تلقی می کنند که برای رای نیاوردن او باید به طرف مقابل رای دهند. از این رو اصلآ عجیب نیست که بسیاری از هواداران کروبی و رضایی نیز برای دفع شر به سمت دوگانه میرحسین / احمدی نژاد روانه شوند و مثلآ به جای اینکه رای خود را به کروبی بدهند برای دفع خطری به نام احمدی نژاد میرحسین را انتخاب کنند که احتمال بیشتری برای پیروزی در برابر این موجود خبیث دارد و آرای پایین کروبی و رضایی را می توان ناشی از همین اتفاق تحلیل کرد چرا که آنها از همان اول هم جدی گرفته نمی شدند  چندان که خود من هم عاشق چشم و ابروی احمدی نژاد نبوده و نیستم و فقط برای اینکه اصلاح طلبها پیروز نشوند به احمدی نژاد رای دادم. جلایی پور هم قبل از انتخابات گفته بود که عقلانیت سیاسی حکم می کند که اصلاح طلب ها به جای کروبی از میرحسین حمایت کنند چون او شانس بیشتری در مقابل احمدی نژاد دارد.

در فعل و انفعالات انتخاباتی دو اصل مهم را نباید فراموش کرد : اول اینکه رفتار انتخاباتی علی الخصوص در جامعه ما همواره وجهی سلبی داشته است. یعنی مردم بیشتر به آن چیزی که نمی خواهند توجه می کنند نه به آن چیزی که می خواهند. سال 76 هم وجود فردی به نام ناطق نوری و خفقان دولت سازندگی آرا را متوجه خاتمی کرد در این دوره نیز اصلاح طلب ها مجبور بودند که برای حذف احمدی نژاد دست به دامان میرحسین شوند و الا همه می دانیم که شعارها و منش کروبی بیشتر به اصلاح طلبی کلاسیک نزدیک بود و دوم اینکه اصولآ در تمام دنیا، رئیس جمهور نشسته ( رئیس جمهوری که یک دوره رئیس جمهور بوده)  شانس بیشتری برای پیروزی در دور دوم دارد. رئیس جمهوری که دور اول به خاطر نفی رقیب انتخاب شده در دور بعد به نحوی ایجابی تر انتخاب می شود. احمدی نژاد هم در این دوره نه تنها از مزیت چهار سال رئیس جمهور بودن و رئیس جمهور نشسته بودن برخوردار بود بلکه همچنان وجه سلبی خود را در تقابل با مافیای رفسنجانی حفظ کرده بود از این رو شاید اگر احمدی نژاد پیروز نمی شد باید تعجب می کردیم

نکته آخر اینکه سیاست عرصه عشق ورزی نیست. نباید قربان صدقه دست و پای بلورین حاکمان رفت. سیاست، عرصه نقد و مطالبه است. سعی من نیز همواره بر این بوده که به جای تعریف و تمجید و ستایش از حاکمان همواره رویکردی منتقدانه به مسائل سیاسی و اجتماعی داشته باشم و نقدهایم بر صدا  سیما، قوه قضاییه، خصوصی سازی و ... شاهدی بر این ادعاست.

/ 1 نظر / 25 بازدید
ارمیا

در متن و بطن اغتشاشات و دل‌گیری‌های اجتماعی از رخدادهای پس از انتخابات 22 خرداد، برکاتی نهفته است از جنس برکاتی که اتفاقات سال های نخستین دهه 60 برای آینده‌ی انقلاب به‌جای گذاشت و طبیعتاً باعث و بانی این برکات را در وجهی از تحلیل، باید کسانی دانست که آنروی سکه‌ی حق‌نمایی و تظاهر به خط امام را برای تاریخ افشا کردند. از این نگاه میرحسین موسوی بی شک در عقبه‌ی 22 خرداد 88، خدمات شایانی به انقلاب ارزانی داشته است! ×××××××××××××××××××××××××××××××× سلام منتظر نگاه سبزتون هستم یازهرا