از "اوباما 2008" تا "موسوی 2009"

اوباما و انتخابات 2008

انتخابات برگزار شده در امریکا و روی کار آمدن باراک اوباما با هزاران فراز و نشیب و مباحث مربوطه در عرصه بین‌المللی، بازتاب‌هایی داشته و قبل از تثبیت و تقریر ایشان در جایگاه ریاست جمهوری بسیاری از عناصر و چهره‌های سیاسی با ایشان به نوعی توارد و تله پاتی سیاسی- ایدئولوژیکی به عمل آوردند. اوباما برای پیروزی در رقابت های ریاست جمهوری به دستاویزهایی از جمله سلسله مراتب سنتی، تیم های محلی به شکل شبکه های متراکم ارتباطات، رأی سازیهای مستقل دست زد و نوعی مدل انتخاباتی طرح و اجرا نمود.

مدل انتخابات اوباما دارای نقش‌ها و مسئولیت‌های طراحی شده‌ای بود. در ساختار این مدل انتخاباتی، فردی مسئولیت سازماندهی (Field organizer) را برعهده داشت. تحت این ساختار، زیربخش هایی طراحی شده بود که در آنها مسئولیت هایی همانند: رهبری تیم، مسئول بانک تلفن، مسئول در زدن خانه های مردم، مسئول جمع‌آوری داده ها و اطلاعات، مسئول داوطلبان آموزش دیده، فعالیت می کردند که برای هر کدام تقسیم کار مشخص به عمل آمده بود.

این مدل دارای یک هدف گذاری خاص بود که "داوطلب"، در آن مسولیت رأی سازی برای کاندیدا، "تیم محله"، مأمور تقویت شبکه رأی کاندیدا و ایجاد فضای مثبت کلی به نفع کاندیدا در ایالت ها جزء اهداف "کارزار در ایالت" بود. آموزش یکسان و سراسری نیز از برنامه های "تیم های محله" مدل انتخاباتی اوباما بود.

در این مدل از گروه‌های مجازی، شبکه های اجتماعی، تقویت مشترک گروهی (زمان و مکان) و انتشار نظرات شخصی از طریق وبلاگ ایجاد شده بود و از مزایای برجسته و به‌کار گرفته شده می توان به سازماندهی داوطلبان، دریافت کمک های نقدی و بسیج داوطلبان برای مشارکت درفعالیت های انتخاباتی از قبیل: برگزاری جلسات، تماس تلفنی و در زدن خانه ها نام برد.

برای آماده شدن یک کارزار طولانی انتخاباتی در این مدل، پیش بینی شده بود که به سطوح پایین جامعه "تفویضِ" امتیاز شود. دانشجویان و کارگران بازنشسته توانسته بودند حتی در اولین هفته های آشنایی با سایت اوباما، مراکز خودشان را در سطح محلات شکل دهند و در منازل شخصی افراد جلسات برگزار شود و گروه‌هایی تشکیل شوند که فعالیت های انتخاباتی را از طریق سایت هدایت کنند.

استفاده از فناوری اطلاعات، ارسال پیغام از طریق تلفن و ایمیل به‌طور مستقیم از سوی اوباما به داوطلبان آموزش دیده جزء طراحی ها در مدل انتخاباتی اوباما بود.

اما کاندیداهای دهمین ریاست جمهوری ایران از چه مدلی استفاده کردند؟

در ایران هم برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به استقبال شعار "تغییر" (change) اوباما شتافتند و بدون تأمل و تدبر در اصول و ریشه های دینی- مردمی کشور، آن را محمل پیروزی انگاشتند و بر طبل این شعار دماگوژی گونه کوبیدند.

در کنار این گرته‌برداری ناشیانه، رگه هایی از رواج و گسترش انقلاب های مخملی در این انتخابات مشهود بود. به غیر از دکتر محمود احمدی‌نژاد که پرچم 3 رنگ جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان نماد ملی و میهن دوستانه مطرح کرد، مابقی نامزدها خواسته یا ناخواسته، و با درجات مختلفی، یکی از رنگ ها را به‌عنوان نماد و سمبل رقابت های انتخاباتی خود مطرح نمودند که در این میان یکی از این رنگ‌ها به شیوه ای ویژه در افکار عمومی طرح و گسترش یافت.

سبز به علت رابطه اش با طبیعت، نماد اصلاح، تجدید حیات و حاصل‌خیزی است. این اقدام برای اولین بار از سوی ستاد حامیان موسوی به کار گرفته شد و رنگ سبز به دلیل معنا داشتن در فرهنگ و جامعه ایران، تأثیرگذاری خاصی را نیز در برداشت.

پس از انتخاب رنگ سبز در قالب مچ بند، کلاه، شال، روسری، مانتو، آنتن و برف پاکن ماشین هاو در محیط های مجازی و سایبر مثل Face book و شبکه های اجتماعی و... در جامعه گسترش یافت. بنابراین نمی توان انتخاب، گسترش و اپیدمی، این رنگ را بر حسب صدفه و اتفاق فرض کرد.

همچنین از نشانه های دیگر انقلاب مخملی می توان فضا سازی، شایعه پراکنی، نامه نگاری‌ها با مقامات عالیرتبه ماهها قبل از انتخابات به‌منظور شبهه‌افکنی، القای انجام تقلب، شیطنت تحت لوای آموزش‌های مستمر خبرنگاری و... برای نخبگان، افزایش اقدامات مداخله جویانه غرب در امور ایران و از همه مهم‌تر یکپارچگی هر چه بیشتر رسانه های استکباری علیه ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی و آرایش تبلیغاتی آن‌ها از جمله BBC فارسی و صدای امریکا با حمایت ازکاندیدای مورد نظر و تخریب سایر کاندیدا و ده‌ها دلیل و نشانه دال بر اینکه سامانه های رسانه‌ای، فکری، سیاسی بیگانه در صدد مهره چینی و یارگیری در داخل کشور برآمده است.

شبکه فارسی زبان BBC ومدل انتخاباتی 1388 ایران

امروز با یک نگاه تحقیقی و آماری به برنامه های این شبکه فارسی زبان انگلیسی، به راحتی به تناقض آشکار میان آن ادعاها و تبلیغات و رپرتاژ آگهی دست اندرکاران شبکه BBC که قصد دارد خود را به‌عنوان رسانه‌ای فرهنگی و فعال در امر تفریح و سرگرمی جا بیاندازد، پی خواهیم برد. سوابق دولت بریتانیا حاکی از این موضوع است که از مدت‌ها پیش بعد از شکست‌های سختی که در مقابل ایران اسلامی در عرصه سیاست های خارجی و بین‌المللی خورده است، تلاش می‌کند خط فکری خود را از طریق راه اندازی رسانه‌ای فارسی زبان به مردم ایران ترزیق کند. برنامه ریزی دولت انگلیس از طریق شبکه فارسی زبان BBC برای ایجاد عملیات روانی در خصوص انتخابات ایران مدت‌ها پیش از سوی نهاد رسانه‌ای وزارت خارجه انگلیس شکل گرفته است.

مقامات وزارت خارجه بریتانیا از نزدیک و با جدیت مسئله دخالت در امور ایران و انتخابات این کشور را پیگیری می کنند. نکته جالب توجه اینکه این شبکه معمولاً از کارشناسانی استفاده می‌کند که چهره های شناخته شده در عرصه جنگ رسانه‌ای وجنگ نرم SOFT WAR علیه ایران اسلامی هستند. جنگی را که شبکه BBC وارد آن شده است، یک جنگ رسانه‌ای به منظورجلو گیری از انتشار و اقعیت‌های داخل ایران و کشورهای فارسی زبان است. جنگ رسانه‌ای یکی از بر جسته ترین جنبه های "جنگ نرم" و جنگ های جدید بین‌المللی است. در جنگ رسانه‌ای آنچه که به ظاهر احساس می شود، جنگ در بین عناصر و اعضاء رسانه ها اعم از مفسران، خبرنگاران و مدیران رسانه‌ای است، در حالی که در پس این جنگ به ظاهر رسانه‌ای، سیاست رسانه‌ای یک کشور (Media policy) ایستاده است و در پشت پرده شبکه فارسی زبان BBC سیاست کشور بریتانیا و بودجه های سری وزارت امور خارجه این کشور نهفته است.

این شبکه با بهره گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ای خود با یک شیب ملایم و پخش آیتم های متعدد اقدام به پیش‌برد اهداف انتخاباتی خود در ایران دارد. تلاش این شبکه در چند ماه گذشته این بوده تا با جریان‌سازی و موج سازی منفی و دلسرد کننده از شرایط فعلی نظام مقدس جمهوری اسلامی، بنیادهای اعتماد سازی ایرانیان را به نظام و مسئولین سیاسی تخریب نماید و آنان را دلسرد و در نهایت مردد و بی اعتماد سازد. در یک طبقه بندی تحلیلی، محورهای بر جسته و جریان‌ساز این شبکه در چند ماه اخیر را می توان این گونه برشمرد.

BBC شیوه حکومتی ایران را با قواعد حکومتی شناخته شده در علم سیاست همخوان نمی داند. این شبکه در برنامه های تولیدی و خبری خود در راستای بی اعتماد سازی مردم به نظام، سیستم حکومتی ایران را مبهم و غیرقابل فهم تصویر می‌کند و در ادامه هجمه های تبلیغاتی و جنگ روانی خود نهاد شورای نگهبان را نشانه گرفته و آن را مانعی در راه شکل گیری جامعه ایده آل برای ایرانیان معرفی کرده است. دایره وسیع انتقادات این شبکه به‌جایی می رسد که از انتخابات ایران به‌عنوان انتصابات و انتخابات فرمایشی و نمایشی تعبیر می‌کند. همین شبکه خود را دلسوز ملت بزرگ ایران می شمارد و درخواست حضور ناظران بین‌المللی برای انتخابات، (پیشنهاد نهضت آزادی) و جایگزینی شورای نگهبان، (پیشنهاد کمیته‌ی صیانت از آراء ستاد موسوی) را دائماً مطرح می‌کند.

BBC فارسی به شکلی زیرین و عمیق تلاش می‌کند تا ساختار و قداست نظام اسلامی را نشانه بگیرد. این شبکه ضمن تلاش برای مو ج‌سازی منفی علیه دستگاه‌های نظارتی کشور، جا انداختن این محور القایی را دنبال می‌کند که با وجود شورای نگهبان و تائید این کاندیدا مردم هرگز نخواهند توانست رئیس جمهور مطلوبشان را انتخاب کنند. شبکه فارسی زبان BBC به ظاهر با تحلیل شعارهای تبلیغات انتخاباتی کاندیدا ها سعی نموده به تخریب آنها بپردازد. (به تصاویر جداول شماره 1 و 2 و3 و 4 مراجعه کنید)

4 نمودار مذکور نمایانگر رویکرد شبکه BBC فارسی به کاندیداهای اصلی انتخابات ایران طی دو ماه و نیم قبل از برگزاری انتخابات است و با توجه به نمودارهای ذکر شده به نظر می رسد شعارهای بی‌طرفی مسئولین این شبکه، ادعایی بیش برای فریب افکار عمومی نیست، البته خبرها، گزارش‌ها و برنامه های تخریبی این شبکه پس از انتخابات بیشتر هم شده است که به خوبی نشان داد BBC بازوی تبلیغاتی حکومت بریتانیا است.

همانگونه که مطرح شد در مدل انتخاباتی موسوی، آثاری از تقلید مدل انتخاباتی اوباما در سال 2008 کاملاً مشهود است، مدلی که برای حرکت انتخاباتی ایشان تعریف گردیده است، ضمن داشتن حمایت رسانه های خارجی دارای کمیته تولید محتوا با 22 کارگروه می باشد. در این کمیته محتوایی کارگروه‌ها، عمده ترین و برجسته ترین گروههای اجتماعی را مورد بررسی قرار داده اند.

معلمان، دانش آموزان، دانشجویان، اقوام، اقلیت های مذهبی، جوانان، زنان، بیکاران، بازنشستگان، حاشیه نشینان، کاربران اینترنت، بسیجیان و ایثارگران، کمک‌های خارجی، آسیب های اجتماعی، فرهنگ، مسائل اقتصادی کلان و ورزش.

هدف هر یک از کارگروه‌ها تهیه بحث‌های (debates) اصلی مورد مسئله در گروه بود که از این رو 5 زمینه برای بررسی مورد مطالعه قرار گرفت:

1) دوران نخست وزیری میرحسین موسوی

2) دوران اصلاحات

3) دوران دولت نهم با تأکید بر ناکارآمدی ها

4) مطالبات هر یک از این گروه‌ها

5) شعارها و برنامه های کاندیدا

برنامه ریزی به گونه ای بود که هر آنچه به‌عنوان محتوا در 5 زمینه و گروه‌های مورد اشاره تهیه و تولید می شد، در سایت های کلمه، قلم... و روزنامه هایی مانند اندیشه نو، یاس نو و رسانه های نام برده، انتشار یابند. همچنین تهیه یک میلیون بروشور با عنوان "بیست و دو کلمه" حرف حساب با تیتراژ میلیونی، استفاده ازارتباطات کلامی وغیرکلامی مانند نماد رنگ سبز، نماد V با استفاده ازانگشتان دست ونماد کلامی، تهیه محتوا برای استفاده در جزوه آموزشی با تیتراژ صدها هزارتایی، استفاده از CD و DVD برای انتشار مطالب محتوایی تولید شده، ساخت فیلم آموزشی، تهیه شعار برای پیام های کوتاه SMS به‌عنوان پیامهای کوتاه تبلیغاتی، ارائه پیشنهادات به موسوی از طریق پیام کوتاه و بروشورهای چاپ شده با جای خالی و ابزارهای فن آوری اطلاعات و تهیه جزوات ارائه تحلیل هایی از عملکرد دولت از جمله ویژگی هایی بود که مورد توجه و امعان نظر قرار گرفته است.

اما آنچه در این مدل انتخاباتی دیده شده بود، مراحل مختلف کار بود. در مرحله دوم از هر شهر یک نفر به نمایندگی به تهران دعوت و زیر نظر مدرس خاص تربیت می شدند. در این مرحله داوطلبان برای آموزش در 3 گروه تخصصی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی) تحت آموزش اساتید دانشگاهی تعیین شده قرار می گرفتند. در پایان مرحله دوم، افراد بعد از دیدن آموزش عنوان مدرس را احراز می‌کردند و با استفاده از آموخته های اساتید و جزوات محتوایی به آموزش تربیت سفیران می پرداختند.

در مرحله سوم از این مدل، افراد آموزش دیده به‌عنوان سفیران نقش خود را ایفا می کنند. سفیران بعد از طی کردن چندین جلسه آموزشی با استفاده از جزوات آموزشی و CDهای تهیه شده مطالب و داده های لازم، به امر آموزش فنون مذاکره، خطابه و جدل و فعالیت‌های ناشی از آموزش بپردازند.

مأموریت سفیران، به‌عنوان نمایندگان موسوی وارد شدن به جامعه و حضور در مکان‌های عمومی مانند: مترو، پاساژها، اتوبوس، پارک ها و میادین و انجام فعالیت انتخاباتی و مباحثه با اقشارمختلف مردم بود. از آنجا که جزوات ارائه شده در جلسات آموزشی حاوی اطلاعاتی از 22 قشر مختلف جامعه بود، توان رویارویی سفیران آموزش دیده در مدل انتخاباتی را بالا می برد و هدف تعیین شده در این آموزش رسیدن به 30 هزار نفر سفیر در کشور بود.

از جمله حضور سفیران در تهران، می توان به تجمع سفیران در خیابان ولیعصرتهران با در دست داشتن نماد سبز و انجام مباحثه با مردم و حضور درشغل راننده تاکسی و یا مسافرکش‌های شخصی اشاره کرد. برخی از سفیران به‌عنوان راننده تاکسی یا مسافرکش‌های شخصی در موقع جابه‌جایی مردم بوسیله اتومبیل های خود به مباحثه می پرداختند.

از جمله موارد دیگر این مدل کمیته نوجوانان با نام "نسیم" بود که این کمیته در هر شهر از 7 نفر تشکیل شده بود که وظیفه شناسایی نیروهای داوطلب را به‌منظور تربیت سفیر به عهده داشت.

استفاده از تلفن، موبایل در شبکه های اجتماعی نوع دیگری از برنامه ریزی بود، به‌طوری که هر فرد به‌صورت تصادفی در هر روز با 10 شماره تماس می گرفت و یا SMS می زد و از این طریق برای کاندیدای مورد نظر تبلیغ می کرد.

استفاده از پوستر و بروشور برای حمایت از موسوی و سیاه نمایی عملکرد دولت و بهره برداری از پتانسیل خاص فرد به نفع خود، بهره جویی از بیانات/ دست خط و شبیه سازی از مهر حضرت امام بنیان گذار فقیه انقلاب اسلامی، استفاده از مراجع تقلید و حامی و تهیه جزواتی در این خصوص، همراه کردن برخی از خانواده های شهدا و هنرمندان حامی/ استفاده از ابزار زبان که با توجه به بافت قومیتی جامعه ما همواره گویش زبانی (منجر به جمع‌آوری رأی قابل توجهی به نفع کاندیدا می شود) و دست زدن به "بدعت" در چهارچوب نظام در کنار:

* عدم مراعات قواعد مردم سالاری

* عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونی و بی اعتبار ساختن آنها

* ایجاد مدل و الگوی غلط انتخاباتی برای آیندگان

* عدم همبستگی مطالبه و استدلالها...

* ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسی نظام

* تبدیل مهمترین انتخابات ملت به خاطره ای تلخ

* ایجاد زمینه برای جولان ضدانقلاب

* سیاسی کردن مسائل حقوقی

* بی حرمتی به ارزشها و هنجارهای اسلامی- ایرانی

* ایجاد خانه های تیمی برای طراحی اعمال غیرقانونی...

از جمله اقدامات مدل انتخاباتی سال 88 موسوی بود.

به هر روی، مدل تبلیغات انتخاباتی موسوی تلفیقی از مدل 2008 اوباما و مدل انقلاب های رنگی است و تمام فاکتورها و متغیرهای به کار رفته، نشانگر اغفال توسط ایادی استکبار و دشمن 30 ساله نظام جمهوری اسلامی است.

این مدل، یک اقتباس غلط، گرته‌برداری عجولانه و پیوند نمودن سبزینه غربی بر ریشه ایران اسلامی است که هیچ گاه رشد ونمو نمی‌کند.

طراحان این مدل باید می‌دانستند، کشور ایران اسلامی به پاس انفاس قدسی حضرت امام(ره)، هدایت داهیانه مقام معظم رهبری و خون هزاران شهید و نثار بهترین سرمایه های نظام، نه با امریکا که مدل غیراخلاقی و دنیاطلبانه آن را اقتباس نموده و نه با کشورهای اکراین، گرجستان و قرقیزستان قابل قیاس نیست که هویت آنها با تغییر رنگی به هم بریزد. اینجا ایران اسلامی است، با تمدنی کهن ومردمانی با هوش سیاسی و آینده بین و رهبری آگاه و برخاسته از متن مردم و برای مردم و خدا.

/ 6 نظر / 35 بازدید

[خنده] خوش باش که خیلی پرتی عی نهو همون دکتر قلابی [خنده]

محسن

هرگز جدا جدا این درد مشترک درمان نمیشود . از وبلاگ من دیدن کنید http://eshghedige.persianblog.ir

محمد

آخخخخخه تو یه دیوانه ای میدونی چرا به جای اینکه بری 10 بار از روی تصمیم کبری بنویسی نشستی مطلب واسه این بلاگ مسخرت می نویسی... خیلی دلت خوشه!

درباره یه سید این چیزا نمی نویسن برو به حلال زاده بودن خودت شک کن

دکتر امینی

در هر دور مبارزه با دیکتاتور این سختی ها هم داره موسوی و کروبی دو مرد خدایی هستند که به خاطر مردم خودشونو فدا کردن