قای موسوی! اکنون نوبت "ملت" است

چه کسی پیروز شده است؟ اول چهل میلیون رای دهنده و دوم همان کسی که در طول چهار سال خون به دل صهیونیستها کرد. همان کسی که برای قلدرهای عالم پشیزی ارزش قائل نبود. همان کسی که چهار سال تمام برای نوکری فقرا و مستضعفان ،روز و شب دوید. همان کسی که چهار سال مایه آرامش قلب ولی فقیه بود و همان کسی که چهار سال در مقابل مافیای ثروت و قدرت و خاندانهای مفت خور و پر مدعا ، مردانه ایستاد، فحش خورد، تهمت شنید ، اما خم به ابرو نیاورد.
انتخاباتی برگزار شده، یک کاندیدا پیروز شده و کاندیدای دیگر شکست خورده است. کاندیدای شکست خورده اکنون چه می کند؟ او مدعی است که در انتخابات تقلّب شده و پیروزی ، حقی بوده که مجریان انتخابات از او سلب کرده اند!
اکنون 12 روز است که میرحسین موسوی و هوادارانش با طرح یک ادعای دروغین تلاش می کنند تا باخت بزرگ اصلاحات امریکایی را توجیه نمایند. در طول این 12 روز آقای موسوی و هواداران قانون شکنش بارها این ادعای کلی را مطرح کرده اند که در انتخابات تقلب شده اما حتی یک مورد از ادعاهای خود را به صورت عینی و جزئی و مستند بیان نکرده اند. بارها از ایشان تقاضا شده تا صندوق یا صندوقهایی که مدعی تخلف در آنها هستند را مردانه نام ببرند تا آراء آنها باز شماری شود، لکن ایشان از پاسخ طفره رفته‌اند. به جای طرح شکایت شفاف و قانونی از مراجع ذیصلاح عده ای اوباش را راهی خیابانها کرده اند تا با آشوب و بلوا فضای جامعه را مغشوش کنند ، تا آب گل‌آلودی بسازند و مُردارماهیِ حرامی شکار کنند.
به راستی شکایت ایشان را به چه کسی باید برد؟ چه مظلومیتی از این بالا تر که تو پیروز انتخاباتی به بزرگی حماسه بیست و دوم خرداد باشی و هواداران منافع نامشروع غرب، شیرینی این فتح الفتوح تاریخی را در کام ملت تلخ کنند؟ آیا فریاد رسی نیست که از ملت پیروز ایران در مقابل این اقلیت پرمدعا دفاع کند؟ آیا یک مرد نیست که گریبان این فرد پرادعا را بگیرد و از او بپرسد؛ یا صندوقهای ادعایی را نشان بده تا بازشماری کنیم و یا اگر تا این حد دروغگویی باید در جایگاه اقدام کننده علیه امنیت ملی، همدستی با غارتگران بیت المال و آشوب طلبان و اراذل و اوباش و همگامی با سرویسهای جاسوسی آمریکا و انگلیس تنبیه شوی؟
آقای موسوی توانست با توسل به دروغ پراکنی و تهمت زنی وسیع علیه احمدی نژاد رای مناطق مرفه نشین پایتخت را کسب کند.
آقای موسوی! نوش جانتان !گوارای وجودتان! رایتان خوانده شد. شما با اختلاف ناچیزی در شهر تهران اول شدید. اما یادتان باشد، تهران مساوی با شهرک غرب و زعفرانیه و میرداماد و الهیه و فرشته نیست! تهران، شوش هم دارد، حضرت عبدالعظیم هم دارد. خانی آباد و کن و خراسان و امام حسین(ع) و شهدا و جوادیه و نارمک هم دارد. ضمنا تهران یک استان بزرگ است. کرج و دماوند و پاکدشت و ورامین و فیروزکوه هم جزء تهرانند. اگر نمی دانید یک سری به نقشه تقسیمات کشوری بزنید تا بدانید. در کل استان تهران شما با اختلاف اندکی دوم شده اید. آقای موسوی! تهران به جز جمعی مرفه ، پابرهنگان و مستضعفان جنوب شهری هم دارد. در ضمن ایران هم مساوی تهران نیست. خراسان جنوبی هم جزء ایران است. خوزستان و اصفهان و قم و لرستان و سمنان و یزد و شیراز و آذربایجان و ... هم جزء ایرانند. شما در کدام جزیره زیسته اید که ایران را از پنجره خانه نیاوران می نگرید؟
چرا فکر کرده اید اکثریت مردم «باید» به کسی رای دهند که میلیاردرهای هزارفامیل پشت سر اویند؟آیا این دیکتاتوری نیست؟! آیا دیکتاتورها همان اقلیت های تمامیت خواه و قلدری نیستند که در مقابل خواست اکثریت جامعه شورش می کنند و با کودتا قدرت را به دست می گیرند؟ آیا اقدامات چند روز اخیر شما مصداق روشن کودتا علیه اکثریت نیست؟! آیا اگر هواداران آقای احمد توکلی -که در انتخابات سال 80 از آقای خاتمی شکست خورد- ، پس از شکست به خیابانها می ریختند و مدعی تقلب گسترده در انتخابات می شدند، همین شما آنها را فاشیست نمی خواندید؟ حال چه شده که خودتان مرام فاشیستها را در هجمه به اکثریت بیست و چهار میلیونی ایرانیان تکرار می کنید؟ ملت ایران هرگز خیانت شما را فراموش نخواهند کرد. تاریخ گواهی خواهد داد که شما چگونه برای دلخوشی آمریکا و اسراییل،نظام اسلامی را متهم به تقلب کردید! تاریخ گواهی خواهد داد که هواداران شما شیشه بانک می شکستند. راننده تاکسی نگون بخت را به جرم چسباندن عکس احمدی نژاد با مشت و لگد از ماشین پیاده کردند و تمام هستی اش را که همان تاکسی بود ، در برابر چشمان ملتمسش به آتش کشیدند. تاریخ گواهی خواهد داد که شما در اغلب صندوقهای اخذ رای ناظر و نماینده داشتید و بدون اعتنا به گزارش نمایندگان خودتان نسبت به صحت انتخابات، گزارشات دروغین وابستگان سازمان سیا را ملاک ادعای عدم صحت در انتخابات قرار دادید.
2- اما سخن دیگر با متولیان قانونی انتخابات است.
الف) به برادران بزرگوار شورای محترم نگهبان خاضعانه عرض می کنم که از اتفاقات این روزها عبرت بگیرید. این نتیجه صحّه گذاشتن بر صلاحیت کسی است که از اول صاحب صلاحیت نبود.
آقای موسوی هرچند گذشته مثبتی داشت اما ملاک حال فعلی او بود. شما باید همان وقتی که امید بستن ضد انقلابیون نهضت آزادی به این فرد را دیدید در صلاحیتش تردید می کردید. مگر امامتان نهضت آزادی را نامشروع و خطرناک تر از منافقین نخواندند؟ پس چرا حامی آنهارا تایید صلاحیت کردید؟
چرا به مصاحبه مهم آقای موسوی با مجله تایم بی توجهی کردید؟ آقای موسوی در آن مصاحبه صراحتا رهبری را تهدید کرده بود! موسوی وقیحانه به دشمن مژده داده بود که در صورت مخالفت ولایت با خواسته های نامشروعش مردم را به خیابانها خواهد کشاند.(2) او به صهیونیستها وعده داده بود که ماهیت ساختار قدرت در ایران را دگرگون خواهد ساخت. آیا این به معنای عدم التزام به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست؟
چرا چشمانتان را بر برنامه های غیرقانونی آقای موسوی بستید؟ چرا وقتی او شعار ممنوع کردن گشت ارشاد را سر می داد نیاندیشیدید که اساسا حوزه اقتدار نیروی انتظامی مربوط به ولایت فقیه است و مساله دخالت رییس جمهور در امور مربوط به رهبری عین تخلف از قانون اساسی و مترادف با دیکتاتوری است؟
چرا کسی را تایید کردید که پیوستن به کنوانسیون صهیونیستی رفع تبعیض از زنان را برنامه فوری پس از ریاست جمهوریش معرفی می کرد؟!
چرا کسی را تایید کردید که قرار بود کابینه دولت احتمالی اش را از کسانی مملو سازد که پیش از این در انتخابات مجلس هفتم خودتان ردّ صلاحیتشان کرده بودید؟
دلسوزی این برادر کوچکتان را درک کنید. اگر این فرد همان ابتدا با برخورد قانونی شورای محترم نگهبان مواجه می گشت اکنون تا این حد متجرّی نمی گشت که امنیت ملی را با توسل به اراذل و اوباش مخدوش کند. اگر موقع تایید صلاحیتِ چنین افرادی تنها به قانون عمل می شد اکنون هلهله سلطنت طلبان خائن در voa و bbc در برابر ملت مظلوم ایران، بلند نشده بود.
سروران بنده در شورای نگهبان به نیکی می دانند اینهایی که اکنون در خیابان با قمه به مردم حمله می کنند چه کسانی هستند. اینها همان اوباشی هستند که در آشوبهای تیرماه 78 با همین قمه ها گلوی ملت را سلاخی می کردند.
حتما خبر دارید که سرپلهای آن آشوبها - همچون منوچهر محمدی، احمد باطبی، محسن سازگارا، علی افشاری و... - اکنون به استخدام رسمی سازمان سیا در آمده اند. مطمئن باشید طولی نخواهد کشید که عناصر اصلی کودتای مخملی ناکام اخیر نیز سر از دامان شیطان بزرگ در خواهند آورد و مگر عطاءالله مهاجرانی را ندیدید که در استودیوی BBC به طور زنده برای اسلام و نظام خط و نشان می کشید؟! و باز مگر غلامحسین کرباسچی را در VOA ندیدید که چگونه برای تلویزیون سازمان سیا خوراک تبلیغاتی مهیا می کرد؟ اما تا به کِی باید از یک سوراخ دَه بار گزیده شویم ؟ آخر، آزموده را آزمودن خطاست!
انشاءالله تجربه نمک خوری و نمک دان شکنی این اقلیت دیکتاتور مآب ، آخرین تجربه رافت شورای نگهبان در برابر نامحرمان باشد. به نحوی که مطابق سیره نورانی امام راحل (رض) همان گونه با این دیکتاتورهای لیبرال برخورد شود که با پدران منافقین در نهضت آزادی برخورد شد.
ب) اما در مورد سران جریان موسوم به اصلاحات آمریکایی و دیگر طراحان پشت پرده آشوبهای خیابانی اخیر؛
آقایان به خوبی می دانند که اینجا ایستگاه آخر است. اگر تا پیش از 22 خرداد، اصلاحات آمریکایی در کُما بود ، اینک زیر خروارها خاک آرمیده است! چه اینکه این انتخابات هفتمین "نه" بزرگ ملت به هواداران منافع غرب در ایران بود.
اگر امروز این جماعت نقاب دموکراسی خواهی را کنار زده اند و بی پرده علیه اکثریت ملت به قمه کشی روی آورده اند از آن روست که یقین کرده اند دیگر هیچ انتخاباتی به کام آنان تمام نخواهد شد و این همانا راز بزرگ آشوبهای اخیر است.
بدون تردید برازنده ترین نام برای تحرکات اخیر اصلاح طلبان "خودزنی" است. گرگهایی که تا دیروز به نام جمهوریت ، در حال ستیز با اسلامیت نظام بودند ، اکنون پس از هفت شکست تاریخی در انتخابات های گونه گون با این حقیقت مشعشع مواجه گشته اند که ؛ نه مقبولیت جمهور را دارند و نه مشروعیت اسلام را ... و این عاقبت کسانی است که دل امام عصر (ارواحنا فداه) رامکدر ساختند. این عاقبت کسانی است که در روزنامه هایشان وقیحانه امام حسین(ع) و جدّش؛ حبیب الله (ص) را خشونت طلب خواندند. این عاقبت کسانی است که از همجنس گرایان و نهضت آزادی و شیرین عبادی و رضاخان قلدر و کشف حجاب و بهائیت و طالبان و سکولاریسم و در یک کلمه از "نفاق" حمایت کردند.
مشت محکمی که ملت در بیست و دوم خرداد هشتاد و هشت بر دهان دیکتاتورهای لیبرال کوبید حاوی خبری بزرگ بود و آن اینکه ؛ اکنون لحظه پالایش انقلاب از نااهلان و نامحرمان است. اکنون،نوبت و گاه حزب الله است و الاانّ‌حزب‌الله‌هم‌الغالبون
... وحرف آخر آنکه ؛ اینک انقلابی دوباره است ؛ انقلابی چهل میلیونی. این پویایی انقلاب اسلامی است که هر بار هرزگی قدرت طلبان را مشاهده کرده بدون تعارف و رودربایستی سیلی عدالت را بیخ گوش عدالت ستیزان قدرت طلب نواخته است. این نوای دلنشین تشیع ناب است که دوباره جهان را عطرآگین ساخته . این فرهنگ عدل علوی است که بیست و چهار ملیون و پانصدو نود هزار رزمنده را برای نبردی چهارساله با منافقان و مفت خورها و اشراف آخرالزمان ، بسیج کرده است.
این نوزایی انقلاب اسلامی است و خس و خاشاکی که فضا را غبار آلود کرده اند با هزار زبان می خواهند به ما بگویند : انقلابتان زنده است! اما ما نیز در حد خس و خاشاکی خودمان در مقابلش خواهیم ایستاد.
باشد بایستید .... فانتظروا انّا معکم منتظرون

__________________________
(1)سردبیر گروه تحقیق و تفسیر خبر سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)
(2) خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا):
میرحسین موسوی:تجمعات خیابانی ساختار قدرت را دگرگون می کند

/ 0 نظر / 27 بازدید