بیانیه شماره 6 موسوی/مقابله با نظام اسلامی یا محاربه با خدا

آقای خاتمی نیز که سال ها شعار قانون گرایی اش گوش فلک را کر می کرد امروز با زیر سؤال بردن مجاری قانونی از ضرورت  نافرمانی مدنی سخن به میان آورده، طی بیانیه ای که پس از بیانات رهبری صادر شد مراجعه به قانون و مراکز قانونی مثل شورای نگهبان را غیر قابل قبول دانسته، می گوید:" ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست." او راه حل مسأله را تهدید و اعترض خیابانی دانسته می گوید" بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد" وی سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیمایی ها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم دانسته می افزاید" انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود. اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم."!!

آقای موسوی نیزبا ادبیاتی تندتر ازآن ادبیات، اعتراضات خیابانی را موجی سبز و خود جوش دانسته که او هم در این امر از آنان پیروی کرده است. وی با تاکید بر این که این موج سبز، معجزه انقلاب اسلامی است، کسانی  که آن را ساخته و پرداخته بیگنگان و انقلاب مخملین می نامند به بی انصافی متهم کرده است! آقای موسوی همانند خاتمی نظام را مورد تهدید قرار داده همراه با سازمان نامشروع مجاهدین تنها راه را ابطال انتخابات دانسته است!

درباره این اظهارات فوق نکاتی را باید متذکر شویم:

1)       مهمترین شعار آقای موسوی و خاتمی در طول دوران اصلاحات، قانون گرایی بوده است. آقای موسوی یکی از مهمترین دلایل آمدنش به عرصه نامزدی ریاست جمهوری را باز گرداندن کشور به قانون و قانون مداری می دانست. ولی عمده نقض قانون توسط کسانی صورت گرفته که بیشترین شعار قانون گرایی را داده اند. مهمترین دلیل فرار از قانون از سوی آن ها این است که خود بهترمی دانند انتخابات ایران با آن همه ساز وکار نظارتی سالم ترین انتخابات دنیاست و نتایج اعلان شده از سوی وزارت کشور دقیقا بر گزارش نمایندگان خود نامزدها منطبق است.از این رو به جای اقدام از راه مجاری قانونی، از طرفداران خود می خواهند با انجام نافرمانی مدنی به خیابان ها بریزند تا شاید از طریق آشوب و بلوا و اغتشاش خیابانی به هدف خود دست یابند. براستی این گونه افراد اگر به جایگاه ریاست جمهوری دست می یافتند با دور زدن قانون چه ها که نمی کردند. فراموش نمی کنیم که آقای خاتمی که خود به دیگران تذکر قانون اساسی می داد، از سوی کمیته صیانت از قانون اساسی که منصوب خود ایشان بود به بیشترین نقض قانون اساسی متهم شد!!

2)       مردمی که به علل گوناگونی مانند نخست وزیر دوران دفاع مقدس و امام و مقام معظم رهبری بودن، سیادت و شال سبز و یا حتی آذری بودن برای هموطنان ترک زبان به آقای موسوی رای داده ند امروز به دلیل مقابله صریح با قانون و حکم مقام معظم رهبری وروی آوردن به زور آزمایی های خیابانی، از ایشان بریده اند، به طوری که چنان چه قانون اجازه برگزاری انتخابات مجدد را می داد آرای او حتی از آقای کروبی نیز پایین تر می آمد. دلیل آن را می توان در تنها شدن موسوی و فروکش کردن تظاهرات خیابانی، پس از دعوت مجددش به مقابله با نظام مشاهده کرد.

3)       اکنون معلوم شد که پیش بینی ما از حرکت اصلاح طلبان درست بوده است آن ها بدنبال پیروزی در انتخابات برای خدمت به مردم و تحقق عدالت و غیره نبودند بلکه برای اجرای برنامه های روی زمین مانده دوران اصلاحات به میدان آمده بودند؛ فراموش نمی کنیم که در دوران اصلاحات با ارسال لوایح دوقلو به مجلس ششم و تصویب آن درصدد حاکمیت استبداد مطلق بر آمدند تا بتوانند همه نهاد ها از جمله مجلسین خبرگان و شورای اسلامی و شورای نگهبان را منحل و رییس قوه قضاییه و بالاتر از آن حتی رهبری نظام را از کار بر کنار کنند و طبق حکم قاضی منصوب رییس جمهور آن ها را از 3ماه تا 6ماه به زندان بیاندازند! زمانی که این لوایح که با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد، بن بست اصلاحات مطرح شد و خروج از حاکمیت و شورش های خیابانی در دستور کارشان قرار گرفت که به دلیل عدم اقبال عمومی در نطفه خفه گردید. این گروه این بار با حمایت همه جانبه مالی ، رسانه ای، روانی خارجی ها که از مدت ها پیش آغاز شد با راه اندازی باصطلاح موج سبز که انقلاب های مخملین کشورهای آسیای میانه را تداعی می کرد بر موج احساسات انتخاباتی سوار شدند تا با یارگیری های خیابانی به اهداف خود دست یابند. پیش بینی می شد که این جریان همان گونه که پس از شکست، شورای نگهبان را نمی پذیرد، در صورت پیروزی بر اساس همان اصولی که در لوایح دو قلو آمده بود عمل کرده حتی از تنفیذ حکمشان توسط رهبری هم امتناع کنند و در جهت تغییر قانون اساسی برای خروج از آن بن بست ادعایی که در دوران 8 ساله اصلاحات گرفتارش شده بودند بکوشند. تایید بر این مدعی، موضع گیری آن ها در برابر حکم حکومتی و صریح رهبری مبنی بر توقف زور آزمایی های خیابانی و ضرورت مراجعه به قانون است که نه تنها رسما توسط این افراد نقض شد، بلکه به عکس عملا برای مقابله با نظام وقانون شکنی فراخوان داده شد!!

4)       قبلا زمانی که مقام معظم رهبری از اصلاحات آمریکایی سخن به میان می آوردند این گونه افراد بر آشفته می شدند و فریاد می زدند که چرا به ما اتهام آمریکایی بودن می زنید ولی اکنون که حمایت همه جانبه آمریکا و اروپا از آنان علنی شده دیگر هیچ راه گریز و توجیهی وجود ندارد، زیرا آمریکایی بودن این جریان بر همگان آشکار شده است.

5)       اقدامات میر حسین موسوی در این ایام، موجب شد که این حقیقت تاریخی در پس پرده مکتوم نماند که مقام معظم رهبری

د ر8سال نخست وزیری این شخص چه ریاضتی کشیده است. از سوی دیگر ماجرای استعفای وی بدون اطلاع امام و ماجراهای آن روزها و خون دل های امام ره نیز بر همگان تجدید خاطره شد. براستی اگر این فرد بار دیگر رییس جمهور می شد با این مواضع تند و افراطی چه خون دلی به رهبری و ملت می کرد؟!

6)       در بیانیه شماره 6 آقای موسوی کشته های اغتشاشاتت را ضهید معرفی کرده و عامل آن را دولت و نظام معرفی کرده است! این اطلاعیه افکار را به حدیث پیامبر (ص) جلب می کند که در باره عمار یاسر فرموده بودند (تقتله الفیه الباغیه )گروه جنایت کار عمار را می کشد. هنگامی که معاویه در برابر حاکم مسلمین خروج کرد و از فرمان امیر المومنین سرباز زد و آتش جنگ صفین را برافروخت و عمار یاسر را در این جنگ به شهادت رساند معاویه عامل قتل عمار را علی (ع) معرفی کرد و گفت اگر علی ( ع) اورا به میدان جنگ نیاورده بود کشته نمی شد!! و اکنون میر حسین موسوی که خود و  هم حزبی هایش در برابر حاکم مسلمین و نظام اسلامی قیام کرده اند و با تظاهرات خیابانی و سنگ {وب به جان مردم افتاده جان ومال و امنیت مردم را به خطر انداخته ب احمله به بسیج و نیروی انتظامی بیش از 400 تن از آنان را زخمی و تعدادی نیز از بسیجیان د رآتش خشم خود سوزاندند برای آن ها پیام داده حکومت را عامل کشتار و ناامنی معرفی می کنند وعامل این اغتشلشات را نظام ورهبری معرفی می کنند که چرادر برابر خواست نامشروع آن ها تسلیم نشده و انتخابات را باطل نکرده است.

7)       پر واضح است چنان چه اقای میر حسین موسوی در این انتخابات پیروز می شد و طرفداران دکتر احمدی نژاد نسبت به نتایج انتخابات معترض بودند و به خیابان ها می آمدند، آن ها را به التزام به قانون و تسلیم در برابر خواست ملی و اکثریت توصیه می کردند؛ ادبیات و تیتر روزنامه های آنان  چنین بود: وزارت کشور آن را تایید کرده است، شکایات خودرا باید از طریق قانونی پی گیری کنید، مردم حماسه آفریدند، 22خرداد حماسه ای عظیم تر از 2 خرداد بود، جهان از آرای 40 میلیونی ملت ایران و آرای 25 میلیونی میر حسین موسوی شگفت زده شد، انتخابات ایران سالم ترین انتخابات دنیاست، برغم فشار های تمامیت خواهان ملت اصلاح طلبان را برگزید، در برابر نهاد های انتصابی کوتاه نخواهیم آمد، نظارت استصوابی شورای نگهبان پایان می یابد، قانون اساسی تغییر می کند و.....اکنون شایسته است اندکی به خود آیند و همین قضاوت را راجع به خودشان داشته باشند و به جای دادن بیانیه و تحریک به اغتشاش و آشوب، به چارچوب قانون برگردند.

/ 1 نظر / 36 بازدید