چرا مافیای قدرت دارد دست به خودکشی می زند ؟

برداشت دوم : چهار سال آینده ، چهار سال قلع و قمع دستهای ناپاک ...

نماینده روحانی مجلس و آقای میرمرشدی مسئول ستاد اصفهان به استقبال آمدند و محکم دست دکتر را فشار می دادند که جلوتر از آنان از هوایما خارج شود . دکتر گفت امکان نداره . اصرارشان که زیاد شد دکتر رو به آنان گفت سابقه نداشته ، ۶۰ سفر استانی رفتیم همیشه در طول همه این سفرها یک روحانی جلوتر از ما بوده است ...

دکتر که وارد حلقه مستقبلین شد ، یکی از بچه های ستاد در گوش او مطلبی را گفت و دکتر جوابی داد . از آن بنده خدا مطلب را پرسیدم ، گفت : به دکتر گفتم تو را به خدا چهار سال بعد همه این اراذل را از دولت بریز بیرون . دکتر گفت نگران نباش ان شاءالله همشون را در چهار سال بعدی بیرون می ریزیم .

کودکی که برای خیر مقدم آمده بود گریه می کرد . دکتر او را در بغل گرفت و در گوش او زمزمه ای کرد . از کودک گریان پرسیدم دکتر به شما چه چیزی گفت . کودک با شیرین زبانی گفت : بهم گفت درسهاتو خوب بخون تا بتونی سرباز خوبی برای امام زمان باشی .

دکتر به استاندار که می خواست در ماشین در کنارش بنشیند ، دستور داد مانند سایر مردم بیاید ، و در کنار خود یکی از نفرات ستادهای مردمی خود را نشاند .


برداشت سوم : از فرودگاه تا میدان امام ...

از ابتدای درب فرودگاه ترافیک بود . رانندگی در سفرهای استانی واقعا کار سختی است .گویا در سفرهای استانی تصادف ماشین های مردم با هم یک چیز طبیعی است و همه بدان عادت کرده اند . شاید در طول مسیر ۳۰ باری ترمز و گاز دادن های لحظه ای ، باعث اصابت شدید ماشین های دیگران به ماشین ما می شد . در ابتدای مسیر تعدادی از دانشجویان باپرچم سه رنگ زیبای ایران برای صیانت از جان رئیس جمهور حضور پیدا کرده بودند .
در ماشین ما ، نماینده های استان اصفهان نشسته بودند . برخورد مردم جالب بود . به یکی از نماینده ها مدام تیکه می انداختند و گاهی داد می زدند که چرا در حق دکتر نامردی می کنی ؟  چرا موضعت شفاف نیست ؟

برعکس ، یکی از نماینده ها خیلی محبوب بود . خود نماینده ها مدام صلوات می فرستند و می گفتند که آیا واقعا اینجا اصفهان است ؟ چقدر جمعیت آمده است ! تابحال هیچ گاه اصفهان بخود چنین جمعیتی را ندیده است .

معمولا در سفرهای استانی نامه زیاد جمع می شود ولی علی رغم حجم بی نظیر و خیره کننده جمعیت در طول مسیر تا خود میدان امام ، تنها در حدود چند هزار نامه جمع شد . مردم تنها و تنها برای ابراز عشق خود به خادمشان آمده بودند ...

همچنان که ماشین در حال حرکت بود مردم از پنجره ماشین نکاتی را می گفتند . یکی پنجره را گرفته بود و می دوید و با حرارت می گفت سه سال است بیکارم ولی عاشق احمدی نژادم و بیکاری در دولت او را تحمل می کنم و به زندگی در کنار او افتخار می کنم . واقعا اشک از چشمان هر بیننده ای سرازیر می شود .

یکی با حالت بغض داد می زد چرا دکتر در حرم امام سرش پایین بود ؟ کسی بهش چیزی گفته بود ؟ ما هر کاری کردیم نتوانستیم قانعش کنیم . می گفت به دکتر بگویید سرش را با افتخار بالا بگیرد . بهش بگوید اگر کسی چیزی گفت ما حاضریم جانمان را هزار بار فدایش کنیم .

یکی دیگر با اصرار مدام تکرار می کرد و می گفت تو را خدا مواظب جان دکتر باشید .

چهار ساعت در راه بودیم . سقف ماشین ون حامل نمایندگان که لحظه به لحظه جمعیت به روی آن اضافه می شد در حال فروپاشی بود . تیم حفاظتی هم تمام توجهشان به دکتر بود . داخل ماشین همه ترسیده بودند از جمله بنده که اصلا از انحنای مداوم سقف اصلا نترسیده بودم . نه می شد خارج شد و نمی شد ... 

شعارهای مردم اکثرا تحت تاثیر مناظره دو شب پیش دکتر فریاد می شد .
پرونده ها رو میزه           هی میگه چیزه چیزه
مناظره به پا شد            دزدیها برملا شد ( موسوی کله پا شد )
توپ تانک هاش....          دیگر اثر ندارد
موسوی ، موسوی عروسک هاش...

یک لحظه سرباز نیروی انتظامی اسلحه خود را بالا آورد . یکی از نمایندگان مضطرب گفت اسلحه ... در حالیکه در میان جمعیت اسلحه سرباز بالا گرفته شده بود ، مقام مافوق سرباز آن را از دست او تحویل گرفت . خنده ام گرفته بود . به قول بچه ها حفاظت عالیه ..

موتور ماشین ون حامل دکتر الهام و مسئولین دولتی بدلیل ازدحام جمعیت در وسط جمعیت سوخت و ماشین خاموش شد . مردم به محض مشاهده دکتر الهام بصورت بیرحمانه ای بسمت او هجوم اوردند .

فاصله چند متری تعقیب و گریز برای رسیدن به ماشین ما کافی بود تا دکور اقای الهام و موهای او کامل به هم بریزد . خدا رحم کرد که چند نفری از خود مردم حلقه حفاظتی برای او تشکیل داده بودند . وقتی یک مقدار دقیق می شدی شک می کردی که آیا قصدشان ابراز محبت بوده است یا ترور وی ؟ خداییش این بوسه های سنگین می تواند جان هر آدمی را به مخاطره بیاندازد.


برداشت آخر : این تازه ابتدای کار است ...
حداقل دو سال و نیم از چهار سال دوره اول ریاست جمهوری دکتر ، صرف حل مساله هسته ای و معطوف به سیاست خارجی شد .

اما امروز بحث هسته ای حل شده و سایه تهدید نظامی و تحریم و .. از کشور دور شده است .

دکتر بنا دارد چهار سال آینده را تمام عیار و با نهایت توان خود ، به اصلاح امور داخل کشور بپردازد . مخالفان که در چهار سال قبل علی رغم اینهمه مشغله دکتر در عرصه های خارجی ، ضربات سنگینی را از او خورده اند ، بخوبی مفهوم شعارها و خط و نشان های او را درک می کنند .

آنان  می دانند او در چهار سال اینده با فراغت بال یک یک مفاسد را بیرحمانه قلع و قمع خواهد کرد . آنان از این عزم دکتر بشدت ترسیده اند زیرا در جلسات داخلی شان مدام نسبت به دکتر اعتراف می کنند که " او مرد عمل است ..."

دکتر در جمع مردم اصفهان پس از حدود 5 ساعت طی مسیر بدلیل تقارن با ساعات ملکوتی نماز تنها 15 دقیقه صحبت کرد . 

دکتر گفت ، می گویند یک اشکال دولت را بگو : "من می گویم یک اشکال دولت این بود که در چهار سال قبل زیادی رحم کرد و بایستی در آینده بیرحمانه تر به مبارزه با مفاسد و دستهای آلوده بپردازد ."

دکتر گفت ، برخی می گویند چرا آنقدر جدی و محکم با برخی در افتاده ای . من می گویم کجایش را دیده اید . به آنان از میان مردم اصفهان می گویم که این بار هرگز مثل چهار سال گذشته نخواهد بود و اگر دست از توطئه علیه ملت برندارید، اگر دست از روی اموال ملت برندارید، اگر دست از سنگ‌اندازی در برابر ملت برندارید، این تازه ابتدای کار است ....

موج عظیم پرچم های مقدس جمهوری اسلامی در سر تا سر میدان امام به اهتزاز درآمد و صحنه زیبایی را از حضور " مردم سرنوشت ساز اصفهان " به نمایش گذاشت . صحنه ای که با امواج خروشان فریادهای مردم ، اقیانوس بیکران ارادت مردم را به سرباز ولایتشان نشان می داد . فریادهایی از عمق جانشان در تاریخ طنین انداز شد که :

مالک اشتر علی ........ تو انتخاب اولی

/ 1 نظر / 28 بازدید
ناشناس

گروهی از اهل کتاب انتظار و آرزوی آن دارند که شما را گمراه کنند جز آنکه خود را گمراه کنند به آرزویی نخواهند رسید و این را نمی فهمند * ای اهل کتاب چرا به آیات خدا کافر شوید و حال آنکه شما به صدق آن گواهی می دهید * ای اهل کتاب چرا حق را به باطل مشتبه سازید تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش کنید در صورتی که به حقانیت آن آگاهید مرگ بر خاتمی منافق.